تبليغاتX
روزنــه‌ای به روی شعـر و ادبیــات

دو نگار

 از: ل. هلمت

ترجمه: کریم تاقانه

1

سرم آسمانی از شعر شده‌است و

خواب،

رودی که هی می‌رود و

می‌رود و

من به پایش نمی‌رسم.

او رنگین‌کمان بهاری می‌شود و

افق می‌گیرد.

و شعر نیز

عرقی می‌شود و

نم نم.. شر شر

از قامتم فرو می‌ریزد!..

2

قلبم همه چیز را در خود جای می‌دهد:

خدا، شیطان

زمین، آسمان

تو

شعر

جنگل

گل

خار

کوه

کویر و ...

اما هرگز

نه ستاره را باد می‌برد و

نه هیچ چیزی در قلب من

جای وطن را

می‌گیرد.

+ نوشته شده در  Thu 21 Aug 2008ساعت 16:33  توسط كـریــم تــاقــانـه‌  |